به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، جفری اپستین، سرمایهدار و میلیاردر آمریکایی، به خاطر شبکه گسترده سوءاستفادههای جنسی و بهرهکشی از نوجوانان شناخته شد. پرونده او که اخیر افکار عمومی را به خود جلب کرد، پرده از شبکهای پیچیده از قدرت، ثروت و نفوذ سیاسی برداشت که توانسته بود سالها اعمال غیرقانونی خود را پنهان کند. این پرونده نه تنها به ابعاد جنایی و اخلاقی وی میپردازد، بلکه نشاندهنده ضعفهای ساختاری در جوامع مدرن و نقش کمرنگ معنویت و انساندوستی در برخی حلقههای قدرت است. برای درک بهتر ابعاد این پرونده و پیامدهای آن، به سراغ حجت الإسلام محمدباقر رنجبری متخصص حکمرانی فرهنگی رفتیم تا نگاهی تحلیلی به این شبکه و آثار آن داشته باشیم. وی در توضیح خود اظهار داست: شبکه اپستین در واقع یک «دومُلی» است که سر باز کرده و این پدیده در همه جوامعی که رنگ خدا و معنویت در آنها ضعیف است، وجود دارد. برخی پروندهها مانند این آشکار میشوند و بسیاری دیگر زیر خاکستر باقی میمانند.
حجت الإسلام رنجبری گفت: طبق متن قرآن، انسان زمانی طغیان میکند که احساس بینیازی داشته باشد. وقتی انسان ثروتمند و قدرتمند میشود، صاحب زد و بندهای سیاسی و نفوذ اجتماعی میشود، اما اگر در او تقوا، خداپرستی و نوعدوستی نباشد، حیوانیت انسان تجسم پیدا میکند و حتی به درجات پستتر و رذلتر میرسد. دخترانی را به کارهایی وادار میکنند که شأن انسانی ندارد و سپس آنها را میکشند، گوشتشان را میخورند و کباب میکنند. این رفتارها نشاندهنده فقدان شرافت و انحراف فکری شدید است. این افراد دیگر نمیتوانند انسان نامیده شوند و در حقیقت، حیواناتی در لباس انسان هستند.
وی تاکید کرد: تنها راه مقابله با این شبکهها، دوری کردن و هوشیاری جامعه است تا به آن آسیب نرسانند. هرچند به دلیل ثروت و قدرت، نفوذ دارند و میتوانند صدمات فرهنگی و اخلاقی به جوامع دیگر و حتی جامعه ما وارد کنند. متخصص حکمرانی فرهنگی درباره عملکرد رسانههای غربی در بازنمایی پرونده اپستین توضیح داد: نوع اخبار در غرب ممکن است ظاهراً پر از صداقت و حقیقت به نظر برسد، اما در واقع این گزارشها همیشه یک برش از حقیقت هستند. آنها ممکن است دروغ نگویند، اما حقایق را کامل نمیگویند یا به نحوی ارائه میکنند که نگاه مخاطب را مدیریت کنند. برای مثال، فیلم «محمد رسولالله» را در نظر بگیرید؛ تهیهکننده و سرمایهگذار آن مرداک بود، اما او همه واقعیتها را منتقل نکرد و تنها بخشی از تاریخ را نشان داد. در پرونده اپستین هم همین روند دیده میشود رسانههای غربی ممکن است اعلام کنند که او مجرم است، اما ریشهیابیهای عمیقتر، زمینههای اجتماعی و ساختاری فساد را برجسته نمیکنند. آنها با قدرت رسانهای و تکنیکهای پیشرفته میتوانند از کاه کوه بسازند یا از دروغ صادقانه، روایت مورد نظر خود را بسازند.
حجت الإسلام رنجبری درخصوص تصویری که پرونده اپستین از وضعیت واقعی حقوق زنان و کودکان در جهان غرب ارائه میدهد، خاطرنشان کرد: پرونده اپستین نشان میدهد که شعارهای حقوق بشری غرب با واقعیتهای اجتماعی و تاریخی آنها در تضاد است. در متون تورات و انجیل، زن بهعنوان ملک مرد تلقی میشد و حق شهروندی نداشت. حتی اگر ثروتمند بود، داراییاش متعلق به شوهرش بود و ارثی که به او میرسید نیز تحت اختیار شوهر قرار میگرفت. وظایف زن محدود به تولید فرزند و کارهای خانه بود و به عنوان یک انسان مستقل در نظر گرفته نمیشد.
وی ادامه داد: این وضعیت تا پایان قرن نوزدهم و حدود سال 1890 ادامه داشت و تنها پس از جنبشهای زنانه در اروپا و رشد افکار سکولار، حقوق زنان تا حدودی گسترش یافت و آنان صاحب حق شهروندی، حق رأی و حق مالکیت شدند. در واقع، تمدن غرب برای زنان آنگونه که شعار میدهد، حقوق و آزادی کامل فراهم نکرده و زنان غالباً به ابزار ارضای هوسهای مردان تبدیل شدهاند. در بسیاری از موارد، آنها به وسیله رسانه و فرهنگ عمومی، تحت فشارهای اجتماعی و جنسی قرار میگیرند و جامعه را با مشکلات اخلاقی و روانی گسترده مواجه میکنند. این در تضاد کامل با نظام حقوقی و فقهی اسلام است، که از بیش از 1400 سال پیش، زن را دارای اختیار ازدواج، حق انتخاب شوهر، مالکیت، ارث و حتی حق خرید و فروش میداند.
متخصص حکرانی فرهنگی بیان کرد: تحلیل وضعیت امروز غرب نشان میدهد که آزادیهای جنسی و شعارهای فمنیستی، در عمل به وسیلهای برای هرزگی و متلاشی شدن خانواده تبدیل شده است. بسیاری از خانوادهها در آمریکا و کشورهای غربی به دلیل خیانت، هوسبازی مردان و فشارهای اجتماعی زنان، متلاشی شدهاند و نمونههای سالم خانوادگی انگشتشمار است. این شرایط نشان میدهد که غرب نه تنها مشکلات جامعه ما را حل نکرده، بلکه با ترویج افکار و رفتارهای منحرف، مسائل اخلاقی و اجتماعی را پیچیدهتر کرده است.
وی افشای پرونده اپستین و پیامدهای آن را نشانهای از بحران مشروعیت تمدنی در غرب دانست و گفت: تمدن غرب در برخی حوزهها موفق بوده است؛ برای مثال، رنسانس علمی و پیشرفتهای تولید علم و تکنولوژی، انقلاب بزرگی را رقم زده است. اما از حیث اخلاقیات و معنویت، وضعیت بسیار ضعیف و شکنندهای دارد. او این وضعیت را با بدنی تشبیه میکند که ظاهرش پر از عضله و قدرتمند است، اما باطن و عملکرد واقعی آن بسیار ضعیف است.
حجت الإسلام رنجبری ادامه داد: وقتی انگیزههای معنوی، حس بندگی و رشد اخلاقی از یک جامعه گرفته شود، افراد به پوچگرایی میرسند؛ هر لذتی که بخواهند میگیرند، هر زنی، هر شرابی، هر لذتی. این باعث میشود بسیاری از مردم غرب دچار بحران روانی و اخلاقی شوند و گاهی کارشان به خودکشی و نیاز به جلسات مکرر مشاوره و درمان روانشناسی برسد. این آمارها نه حدس و گمان ماست، بلکه خود دادههای رسمی و علمی جوامع غربی است.
وی افزود: ظاهر جامعه غرب ممکن است زیبا و مرتب باشد؛ مردم با لباسهای شیک، خانههای مدرن و کلیساهای پرجمعیت، نظم و امنیت ظاهری دارند. اما اگر به لایههای پشت این ویترین نگاه کنیم، با فساد، بیبندوباری و بیثباتی اخلاقی مواجه میشویم. مهاجرتها و علاقه مردم غرب به زندگی در کشورهای شرقی نشاندهنده این است که در کشورهای شرقی، قوام خانواده و ثبات شخصیتی و اجتماعی وجود دارد. در حالی که در آمریکا و اروپا، خانواده به شکل واقعی و پایدار کموبیش از میان رفته و فرزندان نامشروع و روابط هرزه شایع است، هرچند ظاهر زندگی مدرن و پرزرقوبرق به مخاطب حس امنیت و نظم بدهد.
متخصص حکمرانی فرهمگی تاکید کرد: برای درک واقعی بحران اجتماعی و اخلاقی غرب، باید آمارهای رسمی و دادههای نهادهای معتبر آنها را کنار ویترین زیبا و رسانهای جامعه قرار داد و به ریشههای این بحران نگاهی جدی داشت. حجت الإسلام رنجبری درباره نسبت نظام لیبرال سرمایهداری با پدیدههایی همچون بهرهکشی جنسی، تجارت انسان و کالای بدن اظهارداشت: ماهیت فلسفه اومانیستی غرب، بر پایه لذتگرایی شکل گرفته است. در فلسفه اومانیستی اصل این است که افراد باید از هر لذتی که میخواهند بهره ببرند، بدون محدودیتهای اخلاقی یا معنوی. این فلسفه باعث شده انسانها مانند حیوان تربیت شوند؛ بهگونهای که هر عملی برای لذت خود مشروع تلقی میشود، بدون در نظر گرفتن محدودیتهای اخلاقی یا انسانی.
وی افزود: در اسلام، لذت حلال وجود دارد و انسان میتواند از آن بهره ببرد، اما لذتطلبی از هر وسیلهای و با هر هدفی، مشروع و اخلاقی نیست. این تفاوت فلسفی باعث شده است که در غرب، به تدریج بهرهکشی جنسی از کودکان و زنان و حتی رفتارهای جنسی با حیوانات شکل بگیرد. فرهنگ لیبرال و اومانیست، هر عملی را بهعنوان حق فردی مشروع میداند و محدودیتی برای آن نمیشناسد.
حجت الإسلام رنجبری درباره سکوت بخش قابل توجهی از نخبگان و روشنفکران ایرانی در برابر جنایات غرب اظهار داشت: بسیاری از نخبگان داخلی تحت فشار منافع شخصی و شرایط فرهنگی قرار دارند. آنها برای کسب درآمد، دسترسی به سفرهای خارجی، حفظ فالوور و امکانات اجتماعی و اقتصادی، مجبورند سکوت کنند و رفتارشان منفعلانه باشد. شاید ذاتاً با این جنایات مخالف باشند، اما برای حفظ موقعیت خود، بسیاری از اصول و ارزشها را زیر پا میگذارند.
متخصص حکمرانی فرهنگی افزود: مشکل اصلی این است که حمایت کافی از این افراد انجام نمیشود تا احساس امنیت کنند. اگر شهروندان بدانند که در صورت مخالفت با جهان غرب، دولت و جامعه از آنها حمایت میکنند، میتوانند آزادانه در میدان فرهنگی و اجتماعی ورود کنند و از ارزشها و اصول اخلاقی دفاع کنند. ما نتوانستهایم از این ظرفیت استفاده کنیم و غربیها از مشاهیر و سلبریتیهای ما بهره میبرند، زیرا آنها هنوز به عنوان مهرههای فرهنگی خودمان جذب نشدهاند.
وی ادامه داد: این سکوت و منفعل بودن نشاندهنده ضعف مدیریتی و حکمرانی فرهنگی ماست. آموزش و پرورش ناکارآمد و نبود تربیت مناسب، زمینهساز این وضعیت شده است. اگر میخواهیم نخبگان، بازیگران و قهرمانان فرهنگی و اخلاقی واقعی داشته باشیم، باید نظام آموزشی و فرهنگی خود را تقویت کنیم و حمایتهای امن و قوی فراهم کنیم تا آنها بتوانند بدون ترس و نگرانی، از اصول و ارزشهای انسانی و اخلاقی را دفاع کنند.
حجت الإسلام رنجبری درباره تصویری که پرونده اپستین از غربت انسان در عصر مدرن ارائه میدهد گفت: این پرونده نشان میدهد که انسان در جوامع مدرن تا چه حد از مسیر اخلاق، معنویت و فطرت انسانی فاصله گرفته است. ما امروز با بحرانهای اخلاقی و اجتماعی مواجهیم که مشابه فجایعی است که در تاریخ بشر رخ داده است؛ مانند حملات مغول به فلات ایران، تجاوزات تیمور و سلجوقیان و تلفات گسترده جنگهای جهانی، که میلیونها نفر را قربانی خشونت، فقر و بیعدالتی کردند.
وی بیان کرد: این وضعیت، نتیجه اغوای شیطان و سقوط اخلاقی انسانهاست؛ فرزندان آدم به روشهایی مورد آسیب قرار میگیرند که حتی تصور آن در گذشته ناممکن بود. پرونده اپستین نمونهای از همان غربت انسانی است که نشان میدهد چگونه فساد اخلاقی، بهرهکشی جنسی، و انحرافات اجتماعی میتواند در یک جامعه پرقدرت و مدرن ریشه دواند.
متخصص حکمرانی فرهنگی ادامه داد: اگر توانایی شنیدن فرکانسهای ناپیدای شرارت را داشتیم، میتوانستیم شادی و خشنودی ابلیس را از این اغواگریها بشنویم؛ این نشان میدهد که انسانهایی که تحت چنین شرایطی هستند، در معرض شدیدترین انواع استضعاف و فساد قرار دارند. با این حال، برگ برنده نهایی در اختیار خدا و ظهور امام زمان است؛ آن زمان، کسانی که در استضعاف بودند، حمایت و توانمندی پیدا خواهند کرد، اما تا آن زمان، انسانها در برابر سیاستها و رفتارهای استضعافآمیز و جنود ابلیس، در معرض آسیب هستند.
حجت السلام نجبری با بیان اینکه یکی از مشکلات اساسی جامعه، نبود الگوهای واقعی و اثرگذار برای نسل جوان است گفت: تا رابطه ما با دانشمندان، علما، مجتهدین و روحانیت باسواد تقویت نشود و آدمهای بیسواد و مشهور که تنها در رسانهها حضور دارند، برجسته شوند، همان روند ناکارآمد ادانه دارد. باید سراغ کسانی برویم که در رسانهها نیستند، اما در گوشهای جهانی از علم و دانش دارند و اثرگذار هستند. این افراد باید برجسته و الگو شوند تا جوانان و نوجوانان ما مسیر درست را بشناسند.
وی افزود: یکی از مشکلات جامعه ما این است که دختران و پسران ما الگویی برای زندگی درست ندارند. وقتی الگو وجود ندارد، جایگزینهای غلط مانند سلبریتیهای بیسواد و لباسپوششهای عجیب و غریب میشوند. اما اگر زنانی که استاد دانشگاه هستند، نخبگان ملی و بینالمللی، یا مردانی که دانشمند و عالماند را معرفی و الگوسازی کنیم، این افراد میتوانند الگوی واقعی جامعه شوند.
متخصص حکمرانی فرهنگی ادامه داد: پیامبر به عنوان الگویی کامل است، اما آیا سبک زندگی نبوی در جامعه به درستی معرفی شده است؟ آیا تکنیکهای کنترل خشم، صبر، تربیت فرزند و مدیریت خانواده ایشان آموزش داده شده است؟ وقتی اینها منتقل نشود، نسل جوان با آن بیگانه میماند و الگویی ندارد.
حجت الإسلام رنجبری در پایان تاکید کرد: رسانه باید با استفاده از تکنیکهای نوین خبری و رسانهای، محتواهای ناب و آموزنده را به جوانان منتقل کنند، همانطور که رسانههای غربی با تکنیکهای مدرن ذهن و ذائقه فرهنگی ما را تغییر دادهاند. ما باید از همان ابزارها برای بازگرداندن ذائقه فرهنگی و معرفی بزرگان و دانشمندان خود بهره ببریم و الگوهای واقعی برای نسل جوان بسازیم.
انتهای پیام/