به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، «سرهات لطیفاوغلو» تحلیلگر مسائل اقتصادی و راهبردی در ترکیه، در یادداشتی که در روزنامه «آیدینلیک» منتشر شده، به بررسی ابعاد نبرد اخیر میان ایران و محور شرارت غربی-صهیونیستی پرداخته است.
وی در این گزارش تاکید میکند که میدان تقابل تنها به عرصه نظامی محدود نمانده و تهران با هوشمندی، واشنگتن و تلآویو را در یک باتلاق عمیق اقتصادی و جنگ فرسایشی گرفتار کرده است.
شکست استراتژی جنگ برقآسا و آغاز نبرد فرسایشی
امپریالیسم آمریکا و رژیم نسلکش و کودککش صهیونیستی، هفته گذشته با انجام یک حمله غیرانسانی به مدرسهای در ایران، آتش جنگی جدید را برافروختند. ائتلاف متجاوز واشنگتن و تلآویو استراتژی خود را بر این توهم استوار کرده بود که با استفاده از اثر شوکآور حمله، جنگ را در کوتاهترین زمان ممکن به نفع خود پایان رسانده و ایران را وادار به تسلیم کند؛ اما این سناریوی خام در عرض چند روز به طور کامل فرو ریخت.
ایران در ضدحملات مقتدرانه خود با بهرهگیری از موشکهای پیشرفته و پهپادهای کارآمد، سیستم پدافندی رژیم صهیونیستی را در هم کوبید. برخلاف درگیریهای 12 روزه 2025، این بار نیروهای مسلح ایران پایگاههای نظامی آمریکا را در خلیج فارس هدف قرار داده و خسارات سنگینی به آنها وارد کردند. تحولات اخیر به وضوح نشان میدهد که راهبرد تهران تنها دادن یک پاسخ نظامی کلاسیک نیست، بلکه هدف اصلی، کشاندن دشمن به یک جنگ فرسایشی طولانیمدت با هزینههای کمرشکن اقتصادی است.
دره عمیق هزینههای نظامی؛ جنگ نامتقارن به نفع تهران
بر اساس ارزیابیهای ژئوپلیتیک، هدف اصلی مقاومت، ورود به یک نبرد جبههای و متقارن با ماشین جنگی پرهزینه آمریکا و اسرائیل نیست، بلکه گسترش جنگ در طول زمان و تحمیل یک تاوان سنگین اقتصادی بر دوش دشمن است.
این رویکرد، تجلی بارز یک استراتژی موفق نبرد نامتقارن است تا حاکمان کاخ سفید در تنگنای هزینههای تصاعدی جنگ، مجبور به عقبنشینی شوند.
مهمترین عنصر در این نبرد، شکاف عظیم هزینههاست. هزینه ساخت موشکهای بالستیک و پهپادهای انتحاری ایرانی تنها بین 50 هزار تا 100 هزار دلار برآورد میشود. در مقابل، موشکهای رهگیر سامانههای پدافند هوایی آمریکا و رژیم صهیونیستی غالباً بیش از یک میلیون دلار به ازای هر شلیک هزینه روی دست آنها میگذارد.
به عبارت دیگر، ایران با استفاده از تسلیحات بومی و ارزانقیمت، دشمن را مجبور به استفاده از سیستمهای دفاعی نجومی میکند. شلیک انبوه پهپادها و موشکها باعث شد تا سیستم پوشالی موسوم به «گنبد آهنین» به شدت فرسوده شده و پس از مدتی عملاً فلج شود.
هدفگیری شاهرگهای لجستیکی و مالی دشمن
نیروهای مسلح ایران در یک طراحی هوشمندانه، به جای تمرکز صرف بر پلتفرمهای نظامی آمریکا، مراکز حساس لجستیکی و مالی در منطقه را که برای نظام سرمایهداری و تجارت جهانی حیاتی هستند، هدف قرار دادند.
وارد آمدن ضربه به نقاط کلیدی در مراکزی چون دوبی، بحرین، قطر و ابوظبی، موجی از پیامدهای روانی و اقتصادی ویرانگر را در بازارهای انرژی ایجاد کرده است.
دود شدن روزانه میلیاردها دلار از ثروت متجاوزان
با ارزیابی درگیریهای گذشته، تخمین زده میشد هزینه روزانه جنگ برای رژیم صهیونیستی حدود 700 میلیون دلار باشد؛ اما امروز با احتساب شلیک پیاپی موشکهای رهگیر و خسارات سنگین به زیرساختها، این رقم به مرز 2 میلیارد دلار در روز رسیده است.
برای آمریکا نیز صدور صورتحسابِ شلیک موشکهای کروز تاماهاوک، عملیاتهای اطلاعاتی و دفاع از پایگاهها بسیار سنگین است. مجموع هزینه روزانه جنگ برای محور واشنگتن-تلآویو بین 4 تا 5 میلیارد دلار برآورد میشود.
ترکشهای اقتصادی این تقابل، کشورهای حاشیه خلیج فارس را نیز بینصیب نگذاشته است. بسته شدن حریمهای هوایی و اختلال گسترده در لجستیک، خساراتی معادل 3 تا 4 میلیارد دلار در روز به اقتصاد این کشورها تحمیل کرده است.
کابوس جهانی انرژی و اهرم فشار در تنگه هرمز
تنگه راهبردی هرمز، گذرگاهی که حدود 20 درصد تجارت نفت جهان را در اختیار دارد، حساسترین اهرم فشار در این نبرد است. با تحرکات اخیر، قیمت نفت به سرعت تا مرز 85 دلار در هر بشکه افزایش یافت و در صورت طولانی شدن جنگ، عبور از مرز 120 دلار بسیار محتمل است. این سناریو، اقتصاد غرب را در کابوس تورم و رکود غرق خواهد کرد.
با توجه به اینکه ایران تنها به نفتکشهای چینی اجازه عبور از تنگه را میدهد، تاثیر این شوک بر اقتصاد پکن بسیار ملایمتر است؛ اما طولانی شدن جنگ میتواند بحران نفتی سال 1973 را برای غرب تکرار کند و اقتصاد آنها را در باتلاق تاریک «تورم رکودی» فرو ببرد.
تبعات برای ترکیه و لزوم عبور از نئولیبرالیسم
اقتصاد ترکیه به شدت به واردات انرژی وابسته است و هرگونه جهش در قیمت نفت، مستقیماً نرخ تورم کشور را افزایش میدهد. این افزایش هزینهها، فشار مضاعفی بر بخش تولید وارد خواهد کرد.
تحولات غرب آسیا ثابت کرد که سرنوشت جنگهای مدرن با «تابآوری اقتصادی» گره خورده است. تقابل تسلیحات مقرونبهصرفه با ماشین جنگی پرخرج غربی، دیگر تنها یک مسئله امنیتی نیست، بلکه آینده اقتصاد جهان را رقم میزند. در نهایت، تحمل هزینههای حفظ هژمونی جهانی برای آمریکا غیرممکن شده و شاهد عقبنشینی گامبهگام واشنگتن خواهیم بود.
ترکیه برای بهرهبرداری از فرصتهای این دوران گذار و مقابله با شوکهای ژئوپلیتیک، چارهای ندارد جز اینکه با کنار گذاشتن برنامههای شکستخورده نئولیبرال، یک اقتصاد ملی، برنامهریزیشده و توسعهمحور را در دستور کار خود قرار دهد.
انتهای پیام/